السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
427
جواهر البلاغة ( فارسى )
و اهتم للسفر القريب فانّه * أنأى من السفر البعيد و أشنع فيه إطناب بالايغال فإنّ « أشنع » مزيدة للترتيب فى الإهتمام . و براى سفر نزديكى تصميم مىگيرم بىترديد ، آن سفر از سفر دور ، درازتر و زشتتر است . در اين شعر ، اطناب به شيوهء « ايغال » وجود دارد ؛ چون « أشنع » براى تقويت اهتمام افزوده شده است . « خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ » « 1 » فيه ايجاز حذف سيئا - أى خلطوا عملا صالحا بسىء و عملا سيئا بصالح . « خلطوا . . . » و كار شايسته را با ( كارى ) ديگر كه بد است در آميختهاند . در اين آيهء شريفه ، ايجاز حذف « سيئا » هست . يعنى كار نيكى را با كار بدى و كار بدى را با كار نيكى آميختند . « وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ » فيه إيجاز بحذف الياء و سبب حذفها أنّ الليل لمّا كان غير سار و إنّما يسرى من فيه نقص منه حرف اشارة إلى ذلك جريا على عادة العرب فى مثل ذلك . « وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ » « 2 » سوگند به شب وقتى سير مىكند . در اين آيه ، ايجاز حذف است و « ى » از « يسرى » حذف گرديده است . و انگيزهء حذف اين است كه « ليل » سير نمىكند و آنان كه در شب هستند سير مىكنند ، از اينرو حرفى از آن كاسته شده است تا اشاره باشد به اينكه چنين حرفى بر اساس عادت عرب در اين جاهاست . به عبارت ديگر « يسرى » بدون « ى » آمده تا نشان داده شود كه سير براى ساكنان در شب است نه براى خود شب و عرب ، عادت دارد در چنين جاهايى « ى » را حذف مىكند . « لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ » « 3 » تا حق را ثابت گرداند و باطل را تباه سازد . در اين آيه ، ايجاز حذف جمله است و جمله « فعل ذلك » حذف شده است . يعنى خداوند ، براى احقاق حق و ابطال باطل ، چنين كرد .
--> ( 1 ) . توبه ، 102 . ( 2 ) . فجر ، 4 . ( 3 ) . انفال ، 8 .